تبلیغات
دفترچـه - مطالب فروردین 1395
یادداشت های من از آنچـه می گذرد...
بیشتر از اینا ازمون بر میومد...
28 فروردین 95 ساعت 15:39 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )
سلام.
من حرفی واسه گفتن ندارم چون بچه ها همه حرفا رو تو زمین مو به مو دیکته کردن، دمشون گرم، ان شاالله 4 هفته دیگه قهرمانیمون رو جشن میگیریم.



چهارتون هم که قُرُق کردیم!





دم گل پسر بوشهریمون هم گرم، ان شاالله گلای ملی بزنی 6 تا 6 تا...



پ ن. مطمئنم یار 24 پرسپولیس هم، دیروز کنار رفیقاش بوده و از شادی اونا شاد شده، روحش تا ابد شاد...




یاعلی،
خوش باشید...



دسته بندی شده در: تقویم , جریان ها , خودمونی , Sport,Sportsman ,


Stand
27 فروردین 95 ساعت 13:31 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )
ایستادگی کن، ایستادگی کن؛ و ایستادگی کن…

و به یاد داشته باش که لشکری از کلاغ ها

جرات نزدیک شدن به مترسکی که ایستادگی را

فقط به نمایش میگذارد ندارد.




یاعلی،
خوش باشید...



دسته بندی شده در: خودمونی ,


صدای فیروزه ای
21 فروردین 95 ساعت 20:16 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )
سلام.
گاهی وقتا ممکنه بخاطر طرز فکر و اعتقادی که داری تنها بمونی، کسی نخواد باهات رفیق شه و نخوای با کسی رفیق شی، اما با گذشت زمان متوجه میشی که واقعا تنها نیستی و اتفاقا آدمایی مثل تو زیادن اما پراکنده و دور از هم...
بعد یه نفر پیدا میشه که شما دور هم جمع میکنه، به هم نزدیک میکنه، درست مثل دونه های تسبیح، یه تسبیح فیروزه. کسی که فکر و دیدگاه و اعتقادش با شما مشترکه اما یه تفاوت داره، اونم اینه که محکم ایستاده جلوی کسایی که نخواستن باهاش رفیق شَن و نخواسته باهاشون رفیق شه و حرفش رو زده...
و اینجوری کسایی که باهاش هم فکر و هم عقیده بودن صداش رو شنیدن، یه صدای آشنا، صدایی از جنس خودشون، و به سمتش رفتن. اونا دیگه تنها نیستن، دوستا و رفقای صمیمی ایی هستن که دیدگاه و اعتقادشون اونا رو دور هم جمع کرده و با یک صدا هم نوا شدن...

ما ایستاده ها، با صدای کسی هم نوا شدیم که تا امروز کلی برادری کرده در حقمون، با حرف هاش، با کار هاش، با ایده ها و قرار هاش. ما
ایستاده ها مثل دونه های تسبیح دور هم جمع شدیم و اعتقادمون بندیه که ما رو به هم رسونده، یه تسبیح فیروزه...


 

1/21 روز تولد اون صداست، صدای بی صداها، بی ریا و خاکی، کسی که به فکر همه چیز هست، همه چیزای خوب. پر از ایده های جذاب و سرشار از انرژی مثبت واسه عملی کردن اونها...
ما ایستاده ها، تا الان سعی کردیم پای عمل به این ایده ها باشیم چون بهشون اعتقاد داریم و از اینجا به بعد هم تموم تلاشمون رو میکینم که توی این راه بمونیم...


آقای زمانی تولدتون مبارک.




امیدوارم سالهای با نشاط و پر برکتی در کنار خانوادتون پیش رو داشته باشید و همچنان ثابت قدم مسیری رو که انتخاب کردید ادامه بدید، با لطف و یاری خدا و نگاه حضرت مادر... . ما ایستاده ها هم همراهتون هستیم.



پ ن. 1/8 هم تولد همسر ایشون، خانوم قرقانی بوده که همون روزا با یه کم تاخیر بهشون تبریک گفتم. یه خانواده فروردینی ^_^  البته به طالع بینی و این حرفا کاری ندارم و مطمئنم اونها هم توی این حرفا نیستن...




یا علی،
نحن صامدون...


دسته بندی شده در: تقویم , جریان ها , خودمونی , Music,Video ,


م ا د ر
11 فروردین 95 ساعت 22:44 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )
دوست دارم به دستای تو دخیل ببندم...



روز قشنگ مادر، مبارکِ تموم مادرایی که واسه بچه هاشون از جون عزیزتر هستن، اگه ما بچه ها یه وقتایی بد اخلاقی میکنیم شما به دل دریاییتون نگیرید.



زهرای نبی(ص)، آرام علی(ع) تولدت مبارک.




یا زهرا،
خوش باشید...





پای شرف در میونه...
5 فروردین 95 ساعت 08:49 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )
سلام.
پای شرف درمیونه...



1#*4*2*5*780*



لطفا کد بالا رو با گوشیه خودتون، مامانتون، باباتون، داداشتون، آبجیتون و خلاصه هرکس که پیشتونه Call کنید، هیچ هزینه ای واستون نداره، فقط یه عده از نگرانی و استرس در میان.
سیروانیست ها هم باید حسابی خودشون رو نشون بدن...





یاعلی،
خوش باشید...





94 مراقب خودت باش!
1 فروردین 95 ساعت 12:45 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )
سلام.
تا حالا متوجه شدین که اولین ها، همون آخرین ها هستن!
مثلا این لحظه که من دارم واستون مینویسم ساعت 12:10:40 به تاریخ 1395/1/1 هستش که دیگه تکرار نمیشه! جالبه، نه؟

شاید اگه اینجوری بهش نگاه کنیم بیشتر قدر بدونیم، بیشتر تلاش کنیم، بیشتر لذت ببریم، کمتر حرص بزنیم...
پس بیاید اینجوری بهش نگاه کنیم.
94 گذشت، نمیگم تموم شد چون هنوز اثرش هست، هنوز ردپای تصمیم هایی که ما گرفتیم و نگرفیم وجود داره. اما 95 تازه نفس و پر از روزای سفید از راه رسیده، روزایی که ما باید همون رنگی که دوست داریم رو بهشون بزنیم...
آبی، بنفش، صورتی، سبز، زرد، سفید، قرمز،  نارنجی،   مشکی، ...

امسال واسه من و خیلی از هم سن و سالام متفاوته و اونم بخاطر روز 25 تیرشه. هر کاری تا الان انجام دادم و ندادم به کنار، امروزِ 1 فروردین به بعدشم یه کنار دیگه، پر از امید و انرژی های بهاری، تلاش میکنم واسه رسیدنِ لحظه هایی که آرزوشون رو داشتم.
امسال فقط یه تصمیم دارم، موندن سر حرفم با تموم توانم، دیگه شونه خالی کردن تو کارم نیست...

اشکایی که لحظه تحویل سال ریخته میشن چقدر جذاب و دل چسبه، قبول دارین؟
از خدا واسه همه سالی سرشار از موفقیت و حال خوب میخوام تا در کنارش خودم هم حال خوبی داشته باشم.


یاعلی،
خوش باشید...


دسته بندی شده در: تقویم , ما و خدا , خودمونی ,


 
نویسنده
آمار دفترچـه
تعداد یادداشت ها :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :