تبلیغات
دفترچـه - مطالب آبان 1394
یادداشت های من از آنچـه می گذرد...
رو به رو؟!
29 آبان 94 ساعت 13:34 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )
یه وقتایی واقعا نیاز نیست همه چیز توی دنیای خارجیت رو به راه و باب میل باشه، چون سختی ها واسه همه هستن،

فقط کافیه فکرت درست کار کنه، به موقع تصمیم بگیره، درست تصمیم بگیره، دور و برت رو نبینه...

فقط به مسیر رو به رو نگاه کنه!




شاید مسیر رو به روت هموار نباشه، اما تَه داره، آخرش اون جوریه که تو میخوای، اما اگه مشغول دور و برت بشی، هر چیزی تو رو به سمت خودش میکشه، اینجوری از مسیرت منحرف میشی، گم میشی...

سختی های راهت رو با خدا بگذرون، مطمئن باش از هیچ کمکی دریغ نمیکنه.





یاعلی،
خوش باشید...


دسته بندی شده در: ما و خدا , خودمونی , دست خط ,


بانو...
28 آبان 94 ساعت 21:06 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )

بانو...

1- به شوهرت افتخار کن!

2- کسی را با او مقایسه نکن!

3- اقتدار و غرور او را نشکن!

4- قناعت پیشه کن!

5- دلبری و فریبایی و طنازی  پیشه کن!

6- لجبازی نکن که از چشم شوهرت می افتی!

7- پناه گاه شوهرت باش  تا فقط به تو پناهنده باشد!

8- اگر آشپزی راخوب نمی دانی حتما یاد بگیر!

9- قبل ازشوهرت چشم برهم نگذار و پیش از او از بیدارشو!

10-  لبخند قشنگت را در هیچ شرایطی با اخم معاوضه نکن!

11- اگر شوهرت گفت: کسی غیرازمن باتوازدواج نمیکرد، بگو: پس خیلی بایداز توممنون باشم!

12- اگه گفت :حوصله توروندارم! بهش بگو:منم غیرازتو کسی رو ندارم!

13- اگه گفت: ازخانواده ات خوشم نمیاد! بگو: عوضش من خانواده ی تورو دوست دارم!

14- زور گو نباش!

15- سختی کار شوهرت  رودرک کن!

16- هیچ وقت بهش نگو: تو بی عرضه ای!

17- لباساشو براش اتوکن  که هروقت  خواست، عوض کند، معطل نشه!

18- اگه عصبانی شد! بگو: منو ببخش!

19- اگه بهت گفت: دوستت ندارم! بهش بگو، عوضش من به تو افتخار می کنم!

20- زیبایی باسادگی و بی آلایش برای تو آرامش بخش تر خواهد بود!

21- احساسات زیبایت رابا اندیشه ای متین همراه کن!

22- اورا در مردم داری کمک کن!

23- گاهی برای مادر شوهرت هدیه بخر!

24- وقتی غذا رو سرسفره میذاری  به او بگو: نمی دونم خوشت میاد یا نه!

25- توی رنج هات معنی زیبا پیداکن!

26- لحظه به لحظه از خداوند کمک بگیر!

قرآن و عترت



یاعلی،
خوش باشید...


دسته بندی شده در: ما و خدا , خودمونی ,


فقط بگو...
27 آبان 94 ساعت 00:33 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )
سلام.

یه وقتایی لازم نیست به خدا بگی ازش چی میخوای، وقتایی که یه ماجرا پیش میاد و میخوای باب میلت تموم شه و یا خیلی وقتای دیگه...



فقط بهش بگو:


خدایا خودت هر جوری که خیره ختمش کن!



باور کنین جواب میده، خدا خودش جوری همه چیز رو کنار هم میچینه که فکرشم نمیکنی.
من خودم دیدم، دست خدا رو توی اتفاقی که واسم افتاد دیدم...




پ ن. خسروی کوچک بدجوری دلگیره...





یاعلی،
خوش باشید...

دسته بندی شده در: ما و خدا , خودمونی , دست خط , Music,Video ,


ریسک؟!
23 آبان 94 ساعت 13:50 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )
سلام.

دیدی یه وقتایی که دیگه هیچی واسه از دست دادن نداری، به هر دری میزنی که خودت رو نجات بدی. در واقع ریسک میکنی، ریسک میکنی که سقوط نکنی، یعنی حاضری درجا بزنی اما نیفتی...
وقتی بعدش نتیجه کارِت رو میبینی، یا ریسکت جواب داده یا نه. اگه ریسکت جواب داده باشه که اولش باید خدا رو شکر کنی، بعدشم باید تلاشت رو بیشتر کنی که دفعات بعد مجبور نباشی پی ریسک رو به تن بکشی. اما اگه جواب نداده باشه 2 حالت داره:

1. یا عبرت میگیری و آدم میشی و بعد از اون همه کارهات رو اصولی و به موقع انجام میدی.
2. یا یه مدت میری تو خودت و بعدشم همون آش و همون کاسه...


من الان چند وقته تو حالت دوم موندم، خسته شدم. درجا زدن سخته، به خیلی چیزا کرخت شدم.
حال بدیه، بد....




خدا آخر و عاقبت ما رو با کنکور به خیر کنه، راستی شما چه میکنید با این جناب؟؟؟




یاعلی،
خوش باشید...


دسته بندی شده در: خودمونی ,


 
نویسنده
آمار دفترچـه
تعداد یادداشت ها :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :