تبلیغات
دفترچـه - مطالب اسفند 1394
یادداشت های من از آنچـه می گذرد...
لبخند بزن به مهتاب، نگو تاریکه...
28 اسفند 94 ساعت 22:45 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )

لبخند بزن به مهتاب
نگو تاریکه
از بوی باروون پیداست
بهار نزدیکه

خاطراتمون تازه میشه
سالی یک بار
جای اون که رفته رو همیشه
خالی بذار

مث هر سال
تا همیشه
با تو این عیدم باز
خاطره میشه

مث هر سال
تا همیشه
با تو این عیدم باز
خاطره میشه

واست آرزو دارم
بهترینا رو
با یاد تو میسازم
خاطره ها رو

زندگی با یادت
تازه تر میشه
تو بهارم باش

هشتمین سین این سفره
سادگی میشه
تو به یادم باش

مث هر سال
تا همیشه
با تو این عیدم باز
خاطره میشه


مث هر سال
تا همیشه
با تو این عیدم باز
خاطره میشه،
با تو این عیدم باز خاطره میشه



پ ن1. خوبه آدم یه وقتایی حرفای خودش رو واسه خودش بگه!
پ ن2. سعی کنید آهنگ بهار نزدیکه از سیروان خسروی رو حتما بشنوید، آخر سالیه میچسبه...
پ ن3. شاید این آخرین پست سال 1394 باشه...





یاعلی،
خوش باشید...

 

دسته بندی شده در: تقویم , ما و خدا , خودمونی , Music,Video ,


OK
23 اسفند 94 ساعت 15:05 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )
هرگز تسلیم نشو، سرباز پیاده درشطرنج، اگر تا آخر ادامه دهد. . . .

وزیر میشود.






یا زهرا(س)،
التماس دعـــا...


دسته بندی شده در: خودمونی , بچه های مدرسه والت ,


نَفسی لَکِ الفِدا
21 اسفند 94 ساعت 23:13 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )
یا زهرا(س)  یا زهرا(س)

یا زهرا(س)  یا زهرا(س)

یا زهرا(س)  یا زهرا(س)

به اسمت قسم
تو قلبم حرم داری

دوسِت دارم و
میدونم دوسَم داری

به اسمت قسم
تو قلبم حرم داری

دوسِت دارم و
میدونم دوسَم داری

سرم رو میذارم
به پای تو مادر

تموم مادر ها
فدای تو مادر

ندارم تو دنیا
کسی رو غیر تو

همیشه همرامه
دعای خیر تو

به اسمت قسم
تو قلبم حرم داری

دوسِت دارم و
میدونم دوسَم داری

به همه میگم که مادرمی
آبروی روز محشرمی

به علی قسم که فاطمه(س) جان
اولین مدافع حرمی، اولین مدافع حرمی

ای که روشنی قلب منی
سرنوشتمو رقم میزنی

با دعای مادرانه ی تو
من شدم حسینی و حسنی، من شدم حسینی و حسنی
آتش زبانه زد
از خانه ی علی(ع)

در بین شعله سوخت
پروانه ی علی(ع)

افتاده از نفس
همسنگر علی(ع)

یک آیه شد جدا
از کوثر علی(ع)

ای وای مادرم
ای وای مادرم

نَفسی لَکِ فِدا
بی بیِ بی حرم، بی بیِ بی حرم

در بین بسترش
وقت شهادتین

دارد وصیتی
نوحوا علی الحسین(ع) ،نوحوا علی الحسین(ع) ،نوحوا علی الحسین(ع)

آه ای ستاره ی
دنباله دار من
 
زخمی ترین سرِ
نیزه سوار من

راس تو میرود
بالای نیزه ها

من زار میزنم
در پای نیزه ها

ای وای مادرم
ای وای مادرم

نَفسی لَکِ فِدا
بی بیِ بی حرم، بی بیِ بی حرم


ای وای مادرم
ای وای مادرم

نَفسی لَکِ فِدا
بی بیِ بی حرم، بی بیِ بی حرم، بی بیِ بی حرم...



موزیک و موزیک ویدئو بی بیِ بی حرم، که کار مشترکی از حامد زمانی و حاج عبدالرضا هلالی هست، به مناسبت شهادت حضرت زهرا(س) و ایام فاطمیه  منتشر شد. ترانه بالا واسه همین کار هستش.

لینک دانلود موزیک و موزیک ویدئو بی بیِ بی حرم از سایت رسمی حامد زمانی


موزیک ویدئو بی بیِ بی حرم                                                          موزیک بی بیِ بی حرم


ایستاده ها فضای مجازی و حقیقی رو قرق میکنند... . بترکونید!





یا زهرا(س)،
التماس دعـــا...




میسوزاند...
17 اسفند 94 ساعت 17:44 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )

تمام افکار خودتون رو روی درسی که دارید میخونید متمرکز کنید،
 
پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمیسوزانند!





یاعلی،
خوش باشید...




از روی عادت نیست...
12 اسفند 94 ساعت 19:13 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )
تقدیم به همه‌ کسانی که دعا کردند...

خدایا... دریافته ام کسی که میگوید "برایم دعا کن" از روی عادت نمیگوید..!

کم آورده است...

دخل و خرجش دیگر باهم نمیخواند...

صبرش تمام شده است...

ولی دردهایش هنوز باقی مانده است...

مهربانم...! کاش میدانستی چقدر دردناک است شنیدن جمله "برایم دعا کن" خدایا کمکش کن... هنوز هم به معجزه

به کرامتت ایمان دارد....



پ ن1. این متن رو یکی از بچه های چهارم تجربی توی سایت کانون گذاشته بود، منم با اجازش کپی کردم.
پ ن2.احساس میکنم اوضاع  داره خوب پیش میره، امیدوارم روز به روز بهتر شه.
پ ن3.روست دارم زندگی رو...


یاعلی،
خوش باشید...





اشک یا عرق؟!
7 اسفند 94 ساعت 14:21 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )

اشک هایی که هنگام شکست میریزی،

همان عرق هایی ست که برای پیروزی نریختی،

پس با سربلندی عرق بریز تا با پشیمانی اشک نریزی.



پ ن1. احتمالا تا یه مدت  بیشتر متن و عکس پست میکنم، آخه خیلی وقت نوشتن ندارم
پ ن2. رای اولی بودن حس جالبی داره




یاعلی،
خوش باشید...





من کلی خوشحال میشم وقتی...
2 اسفند 94 ساعت 17:28 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )

من افتخار میکنم وقتی 2 تا پسر که دارن با کلمات کوچه بازاری با هم حرف میزنند، به من که میرسند، صداشون رو میارن پایین و رد میشن!

احساس غرور میکنم وقتی میخوام از یه جایی رد شم و مردی که به هیچ جای تیپش نمیخوره مذهبی باشه، خودش رو میچسبونه به دیوار و راه رو برای من باز میکنه.


من کلی خوشحال میشم وقتی سوار آسانسور میشم، یه پسر به خودش اجازه نمیده با من هم زمان بیاد توی آسانسور.

پرنسس های چادر به سر




یاعلی،
خوش باشید...


دسته بندی شده در: ما و خدا , خودمونی ,


 
نویسنده
آمار دفترچـه
تعداد یادداشت ها :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :