تبلیغات
دفترچـه - مطالب دی 1394
یادداشت های من از آنچـه می گذرد...
قاطعانه
19 دی 94 ساعت 19:05 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )

با سلام خدمت خوانندگان گرامی این متن
و سلام ویژه خدمت داداش حامد و گروهشون
من این متنو خطاب به کسانی که به جناب زمانی توهین کردم نوشتم
تا انشاءالله پشیمون شن و کمی به خودشون بیان
من یه بچه چهارده ساله ایرانیم . قبل از این که هوادار داداش حامد باشم یه ایرانی به حساب میام . من یه ایرانیم که دو تا از عموهاش شهید شدن . یک عموم توی کردستان و تو جنگ تحمیلی و اون یکی عموم هم ترور شد . یک عموم هم جانباز ۷۰ درصده و پدرم هم روحانی هست . من با این تفکر بزرگ شدم که پیرو ولایت فقیه باشم . چون پدرم روحانی بودن علاوه بر معنای کامل قرآن کتب : علل الشرایع ، تفسیر المیزان ، تفسیر نور ، تفسیر نمونه و چند تفسیر دیگه رو هم خوندم ولی تو هیچ کدوم از این تفسیرها به قاطعیت نگفتن که کوروش کبیر همون ذوالقرنینه . شاید شباهت هایی میان این دو شخص باشه ولی مگه هر کسی از راه رسید اسمش محمد بود ، عرب بود ، امین بود (نعوذ بالله) حضرت محمده؟
لطفا فکر کنید بعد حرف بزنید . حالا میخوام چند نکته رو به شما یاد آوری کنم :
اولا : شما که میگین پیرو کوروشین و اون رو پادشاه و پیغمبرتون می دونین چه گلی به سر مازدید؟ ساپورت کوتاه پاره پاره ، مانتو کوتاه ، پیرهنایی که تا ناف بازن و … . کوروش اینا رو به شما یاد داد؟ کوروش برهنگی رو بهتون یاد داد؟ حرفای رکیکی که از دهنتون خارج میشه چی؟ اینا رو کوروش بود که بهتون یاد داد؟
دوما :اونایی که میگن «من هم ایرانیم هم شیعه» تو اگر پیرو امام علی (ع) بودی عدالت رو رعایت می کردی و حق رو از باطل تشخیص میدادی . شما بی خود می کنی که دم از شیعه بودن می زنی . تو اگه شیعه بودی به برادر هم دینت توهین نمی کردی . چطور میری از حقوق خواننده های خارجی دفاع می کنی ، حالا که صحبت یه خواننده بسیجی که ایرانیم هست هرچی تو دهنت هست بهش می گی؟
سوما : خانمی که میگی «بابام جانبازه» اگه امثال داداش حامد نبودن کسی کوچکترین یادی از غیور مردایی مثل پدر شما نمی کرد . حالا به جای تشکر به داداش میگی فلان فلان شی !!! امام حسین بزنه به کمرت!!!به کمر کسی که از جون و دل برای امام حسین اثر میزاره ! حد خودتو بدون
چهارما : آهای اون کسی که به داداش حامد توهین کردی و می گی« یاد بگیر خداپرست باشی نه آدم پرست » خودت چی که افرادی مثل مایکل جکسون رو سرلوحه خودتون قراردادین و بهشون افتخار هم می کنین !!!! اگه ایرانی هستی به خودت بیا .
پنجما : تویی که به داداش حامد میگی وطن فروش ؛ خودتو نگاه کن بعد حرف بزن . این تویی که وطنت رو به ماهواره و فاحشه های توش فروختی و به جای حمایت از وطنت نشستی اون آشغالا رو نگاه می کنی !!!
ششما : داداش حامد اگه پول پرست بود میومد همون آهنگ های مستهجنی رو که شما روزی هزار بار گوش می کنین رو می خوند تازه پولش هم بیشتر بود . ایشون برای خودشون هدف و آرمان هایی دارن که حتی اکه نتونن از خودشون و هدفاشون دفاع کنن ما پشتشونیم .
هفتما : تو که میگی حیف وقت ، آره حیف وقت داداش حامد که داره وقتشو برای آدمایی مثل شما میزاره .
هشتما : شما ها که به داداش حامد میگی بی اصل و نصب . داداش تنهاست ولی بی اصل و نصب نیست . ما خواهر و برادراشیم و رهبرم پشتشه . جرأت دارین حرف بزنین
نهما : شما که دم از ناموس و غیرت میزنی . داداش اون قدر غیرتیه که نذاشت حتی یه عکس از خانمش تو رسانه ها بره!!!
تنها چیزی که مردم از خانمشون می دونن اسم خانمشونه !!!!!!
حالا داداش بی غیرته یا شما که عکسای آن چنانیتون توی شبکه های اجتماعی پخش شده ؟
دهما : بر فرض که شما با داداش حامد مشکل دارین چرا به خانوادشون ، به پدر و مادرشون توهین می کنین ؟ چرا به دین و آیینشون توهین می کنین ؟ چرا به امواتشون توهین می کنین ؟ شما بسیار غلط می کنین . دوست دارید کسی همین حرفا رو به خودتون بگه؟ به پدر مادرتون بگه ؟
یازدهما : به داداش میگین دهن نجستو ببند . باید بگم خودت دهنتو ببند چون این دهن نجس نیست که هیچ پاکه پاکه چون روزی چند بار آیات خدا توش میاد و میره
اینا گزینه های روی میز داداش حامده
تا چشتون درآد
نحن صامدون





متن بالا، کامنتی هستش که بعد از جریانی که توی پیج اینستاگرام آقای حامد زمانی به راه افتاد، از طرف یکی از هواداران ایشون و توی سایت رسمی آقای زمانی نوشته شد.

خیلی منطقی گفته شده و به توضیح دیگه ای نیاز نداره، علی رغم اینکه خود آقای زمانی هم بارها توی مصاحبه ها و حتی صفحه شخصی خودشون به این شایعات و توهمات جواب دادن.


قضاوت نکنیم، توهین نکنیم، تاوان سنگینی داره...






یاعلی،
خوش باشید...


دسته بندی شده در: جریان ها , خودمونی , Music,Video ,


از صفر!
18 دی 94 ساعت 10:21 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )

از صفر شروع کردن کار سختیه، اما یه وقتایی آدم یا به دست روزگار شکست میخوره و مجبور میشه که از صفر شروع کنه، یا خودش واسه نجات از سردرگمی و بی انگیزگی به این نتیجه میرسه که باید و البته بهتره که از صفر شروع کنه.

واسه از صفر شروع کردن باید یه سری چیزا رو کلا پاک کنی، یه سری چیزا رو که میدونی میتونن توشه راه موفقیتت بشن بار بزنی و ازشون استفاده کنی، بعضی چیزا هم که نصف نصفه، پس انتخاب با توئه...

ولی باید درست انتخاب کنی، چون تو از صفر شروع کردی که خوب باشی، به موفقیت برسی و از زندگیت لذت ببری. همه چیز به خودت بستگی داره...

رسیدن به موفقیت و صعود یا درجا زدن، خوشحالی لذت بردن از داشته ها یا غصه و حسرت نداشته هایی رو خوردن که بود و نبودشون توفیقی نداره...


انتخاب کن و به خدا توکل کن.



یاعلی،
خوش باشید...

دسته بندی شده در: خودمونی ,


سنگ!
18 دی 94 ساعت 10:11 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )
از تکرار به عادت

از عادت به بیهودگی

از بیهودگی به خستگی

صبر کردن دوای خیلی از دردهاست




این تکست رو توی اینستاگرام آقای علی اکبر قلیچ خوندم، البته عکسش این نبود.



یه وقتا سنگی رو از دور سر راحت میبینی، اما هر چی نزدیک تر میشی کمتر به چشمت میاد، 2حالت داره، یا اون قدر سنگای بزرگ تری رو از سر راحت کنار زدی که این یکی هیچه، یا زیادی دوراندیشی.
حالت اول خوبه، ولی دوراندیشی و آینده نگری زیاد باعث میشه حالت رو از دست بدی.

یادت باشه که آینده در تعقیب حاله...

   10:11 / 94.10.18 / Written by me


یاعلی،
خوش باشید...


دسته بندی شده در: خودمونی , دست خط , Music,Video ,


نبین، نشنو
18 دی 94 ساعت 08:31 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )
سلام.
میدونین  شکست چیه؟



شکست تفاوت بین چیزیه که تو بهش رسیدی و اون چیزی که میتونستی بهش برسی.

   08:31 / 94.10.18 / Written by me




به نظر من اولین کاری که واسه شکست نخوردن باید انجام داد اینه که بعضیا رو نبینی، نشنوی...
حتی اگه خیلی بهت نزدیک باشن، همیشه متهم ردیف اول نزدیک ترین آدمه، اینجور آدما میتونن راحت بهت ضربه بزنن، حتی اگه خودشون نخوان( ولی از حق نگذریم اکثر وقتا خودشون میخوان)



یاعلی،
خوش باشید...


دسته بندی شده در: خودمونی , دست خط ,


بال فرشته ها
17 دی 94 ساعت 19:54 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )

سلام.

خیلی درگیرش بودم، یه وقتا میپوشیدم و یه وقتا نه، ولی در هر صورت معقول میپوشیدم، شیک ولی نه صرفا طبق مدهای من درآوردی...
یه روز دبیر زیستمون گفت فلانی این تیپ خیلی بهت میاد، منم گفتم و ممنون، البته یه خرده هم سرخ و سفید شدم، بعد با خودم فکر کردم، وقتی واسه یه نفر از خودم اینطور به نظر میام، اونی که از من نیست چی میگه؟ چی فکر میکنه؟ چی میبینه؟

از اون روز سعی کردم که همیشه سایه ش رو سرم باشه، بی خیال بارون و گرما و ...




لشگر فرشتگان


وقتی که میفته یه پر سرخ                               رو نبض یه خاک آسمونی
یعنی که میشه فرشته باشی                            با بال و پرت رجز بخونی
یعنی میشه پا با پای یاسر                           از حق بگی و سمیه باشی
یا فاطمه ای بگی و بی ترس                             پای هدف علی فدا شی
چون آسیه میشه آسمون شد                     فرعون رو میشه تو کاخ لرزوند
چون ام وهب میون میدون                           تنها میشه یک سپاه ترسوند
ای ماه به خون نشسته برخیز                           فریاد بزن که زن شکوهه
این رود زلال زندگی بخش                           وقتش برسه خودش یه کوهه
ای ماه به خون نشسته برخیز                            فریاد بزن که زن شکوهه
این رود زلال زندگی بخش                           وقتش برسه خودش یه کوهه
میشه که تو راه شام بود و                           فریاد کشید و گفت خورشید
میشه که با دست بسته حتی                          طومار سیاه مکر و پیچید
خون یه فرشته روی چادر                             پر رنگ تر از تموم خوناست
لیلای جزیره های مجنون                                سردار سپاه آسموناست
ای ماه به خون نشسته برخیز                          فریاد بزن که زن شکوهه
این رود زلال زندگی بخش                         وقتش برسه خودش یه کوهه
ای ماه به خون نشسته برخیز                          فریاد بزن که زن شکوهه
این رود زلال زندگی بخشو                          قتش برسه خودش یه کوهه
از دامن تو چه پهلوونا                                           عطر سفر خدا گرفتن
مردای علم به دست میدون                                  از نور دل تو پا گرفتن
با هفت هزار قلب عاشق                                 بر لشگری از فرشتگانی
پرپر شده اید پر بگیرید                                         رفتید که تا ابد بمانید




آهنگ لشگر فرشتگان، اثر جدید حامد زمانی، خواننده ارزشی کشورمون، که مدتی پیش در اصفهان رونمایی شد، الان با کیفیت اصلی منتشر شده و شما میتونید اون رو از سایت رسمی ایشون، به آدرس زیر دانلود کنید.

                                       
                                                                           سایت رسمی حامد زمانی



متنی که آقای زمانی بعد از انتشار این آهنگ در صفحه اینستاگرامشون قرار دادن:


بالاخره آهنگی که خودم خیلی دوسش دارم...
آهنگ دختران و زنان سرزمین ام...
آهنگ  #لشگر_فرشتگان منتشر شد...
••••••••••••••••••••••••••••
تقدیم به همه شما...
تقدیم به ساحت
۷۰۰۰ پیشرو و همه ی سربازهای این لشگر
#هفت_هزار_قلب_عاشق

•••••••••••••••••••••••••••

#ایستاده_ها_بترکونید_فضای_مجازی_رو✌✌✌





یاعلی،
خوش باشید...

دسته بندی شده در: ما و خدا , جریان ها , خودمونی , Music,Video ,


تا چه پیش آید...
1 دی 94 ساعت 05:18 | نوشته ‌شده به دست Za _ Va | ( یادداشت های دوستان )

هاتفی از گوشه میخانه دوش                                                 گفت ببخشند گنه می بنوش

لطف الهی بکند کار خویش                                                       مژدۀ رحمت برساند سروش

این خرد خام به میخانه بر                                                    تا می لعل آوردش خون به جوش

گرچه وصالش نه به کوشش دهند                                              هَر قَدر ای دل که توانی بکوش

لطف خدا بیشتر از جرم ماست                                               نکته سربسته چه دانی خموش

گوش من و حلقه گیسوی یار                                                     روی من و خاک در می فروش
 
رندی حافظ نه گناهیست صعب                                                         با کرم پادشه عیب پوش

داور دین شجاع آنچه کرد                                                         روح قدس حلقۀ امرش به گوش

ای ملک العرش مرادش بده                                                        وز خطر چشم بدش دار گوش





سلام.

نمیدونم سحر یلدا رو هم تبریک میگن یا نه، اگه آره که مبارک باشه واسه همه، آگه هم نه، امیدوارم دیشبتون به خوشی و مبارکی و کلی حال خوب گذشته باشه.

اعطایی حضرت حافظ به من غزلی بود که بالا خوندید. به نظر خودم که خوبه. تا چه پیش آید....

من و دوستام یه یلدای فیزیکی_ژنتیکی داشتیم. جاتون خالی از یه طرف با آونگ و فنر و انرژی و هفتاد قلم فرمول، از اون طرف با تعادل و جمعیت و ناقل و هشتاد فروند الل....

ساعت یازده هم خیزیدیم در عالم هَپَروت تا الان.



امیدوارم تا سال ها، این شب ها رو کنار عزیزانتون تجربه کنید.




یاعلی،
خوش باشید...




 
نویسنده
آمار دفترچـه
تعداد یادداشت ها :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :